دکتر صفورا: «پس از عاشقی» تلاشی برای بازاندیشی در عشق، انسان و طبیعت است
همزمان با اکران فیلم سینمایی «پس از عاشقی» در گروه سینمایی هنر و تجربه، محمدعلی صفورا، نویسنده، کارگردان، پژوهشگر و عضو هیأت علمی دانشکده هنر و معماری دانشگاه تربیت مدرس، درباره تازهترین اثر سینمایی خود گفت که این فیلم تلاشی برای بازاندیشی در مفاهیمی چون عشق، ازدواج، زندگی، طبیعت و جهان ذهنی انسان است.
«پس از عاشقی» که پیش از اکران عمومی در چند جشنواره و رویداد بینالمللی نیز به نمایش درآمده، روایتی شاعرانه و تأملبرانگیز از سفر یک پدر و پسر است؛ سفری که بهانهای برای پرداختن به مفاهیمی فراتر از یک روایت جادهای شده است.
دکتر صفورا درباره شکلگیری این فیلم توضیح داد که ایده اولیه بر محور یک سفر میان پدر و پسر شکل گرفته بود، اما بهتدریج موضوعات مختلفی در دل این سفر جای گرفتند. او سفر را یکی از عمیقترین پدیدههای زندگی انسان دانست و گفت که در سینما نیز مفهوم سفر، در قالب تحول شخصیت و حرکت او از نقطه آغاز تا پایان روایت، حضوری بنیادین دارد.
این فیلمساز با اشاره به سالها فعالیت خود در حوزه فیلمسازی، پژوهش و آموزش سینما، تأکید کرد که همواره تلاش کرده است میان مباحث نظری و تجربه عملی فیلمسازی ارتباط برقرار کند. به گفته او، شعار آموزشیاش در سالهای گذشته این بوده است: «دنیا منتظر شنیدن حرفهای تازه شماست.»
وی افزود: اگرچه رسیدن به بداعت کامل در فرم دشوار شده، اما همچنان میتوان در حوزه محتوا و درونمایه حرفهای تازهای برای گفتن داشت. از این منظر، «پس از عاشقی» نیز تلاش کرده است در کنار توجه به فرم، بر درونمایههایی مانند عشق، زندگی، طبیعت، خاطره، روح انسانی و نسبت انسان با جهان تمرکز کند.
ادای دین به کیارستمی
یکی از وجوه مهم «پس از عاشقی»، تقدیم فیلم به عباس کیارستمی است. صفورا درباره این انتخاب، کیارستمی را یکی از مهمترین چهرههای اثرگذار بر نگاه سینمایی و فکری خود دانست و گفت که ارادت او به سینمای انسانی، متفکر و فلسفی کیارستمی حدود سه دهه ادامه داشته است.
او سینمای کیارستمی را واجد وجوه فلسفی، زیباییشناسانه و انسانشناسانه دانست و تأکید کرد که «پس از عاشقی» نیز در فرم و محتوا از این جهان فکری تأثیر پذیرفته است.
به گفته صفورا، در بخشهایی از فیلم به آثار کیارستمی ارجاع داده شده و حتی میتوان در سرنوشت شخصیت اصلی، که عکاسی است و با دوربین خود سفر میکند، نشانههایی از جهان کیارستمی را مشاهده کرد. وی در عین حال تأکید کرد که کیارستمی تکرارشدنی نیست و هر فیلمساز باید ضمن شناخت آن مکتب، نگاه شخصی خود را به آن اضافه کند.
صفورا اظهار کرد: اگر کسی بگوید این فیلم ادامه سینمای عباس کیارستمی است، برای من بزرگترین تعریف خواهد بود.
وی ادامه مکتب سینمایی کیارستمی را ضروری دانست و گفت همانطور که مکاتب ادبی، هنری و نگارگری در فرهنگ ایران ادامه پیدا کردهاند، سینمای کیارستمی نیز میتواند الهامبخش نسلهای بعدی فیلمسازان باشد.
طبیعت در «پس از عاشقی» یک شخصیت است
دکتر صفورا در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به جایگاه طبیعت در فیلم گفت که طبیعت در «پس از عاشقی» صرفاً پسزمینهای برای رخدادهای داستان نیست، بلکه به یک شخصیت تبدیل شده است.
وی یادآور شد: سالها در طبیعت عکاسی کرده و طی ۱۰ تا ۱۵ سال از جاده چالوس عکس و فیلم گرفته است؛ تجربهای که زمینهساز حضور این جاده در فیلم شده است.
به گفته صفورا، درخت، باد، مه، باران، نور و دیگر عناصر طبیعی در ساختار روایی و زیباییشناختی فیلم نقش دارند. او حتی باد را یکی از راویان فیلم دانست و گفت که شناخت او از منطقه به دلیل سالها رفتوآمد، امکان ثبت لحظههای خاص طبیعت را فراهم کرده است.
صفورا با اشاره به برخی صحنههای فیلم از جمله حضور یک پروانه واقعی در یکی از لحظات مهم روایت، این اتفاقات را نمونهای از همراهی غیرمنتظره طبیعت با فیلم دانست و گفت: «طبیعت ما را بیشتر از این غافلگیر کرد.»
عکاسی؛ استعارهای از مواجهه انسان با جهان
شخصیت اصلی «پس از عاشقی» یک عکاس است؛ انتخابی که به گفته کارگردان، صرفاً یک کارکرد روایی ندارد و با مفهوم مواجهه انسان با جهان ارتباط مستقیم دارد.
صفورا توضیح داد که دوربین و عکاسی در فیلم بهنوعی با مفهوم کشف و شهود پیوند خوردهاند و برخی عناصر تصویری فیلم نیز به خود سینما ارجاع میدهند.
وی با اشاره به صحنهای که شخصیت عکاس دوربین خود را به دست یک دختربچه میدهد، گفت این موقعیت استعارهای از نگاهکردن به حقیقت است. از نگاه او، سینما در جهان امروز میتواند یکی از ابزارهای مهم فلسفهورزی باشد و فیلم نیز تلاش کرده است این نسبت میان سینما، تفکر و کشف حقیقت را در لایههای مختلف خود مطرح کند.
پیوند پژوهش دانشگاهی و فیلمسازی
عضو هیأت علمی دانشکده هنر و معماری دانشگاه تربیت مدرس، تجربه سالها تدریس و پژوهش را یکی از عوامل مؤثر بر شکلگیری نگاه نظری «پس از عاشقی» دانست.
صفورا معتقد است سینمای هنری نمیتواند نسبت خود را با فلسفه هنر و نظریه قطع کند و فیلم نیز باید علاوه بر روایت، صاحب نظرگاه باشد.
وی گفت: «پس از عاشقی» درباره موضوعاتی همچون طبیعت، درخت، سینما، خاطره، تروما، روان انسان، عشق و ازدواج تنها داستانگویی نمیکند، بلکه تلاش دارد درباره این مفاهیم موضع و دیدگاه داشته باشد.
به گفته وی، یکی از اهداف فیلم پرداختن به مسئله عشق و ازدواج و تأثیر آن بر خانواده و جامعه است. صفورا همچنین بر اهمیت گفتوگو در خانواده و جامعه تأکید کرد و گفت شتاب زندگی معاصر باعث شده فرصت سکوت، تأمل و گفتوگو در زندگی انسان امروز کاهش پیدا کند.
دعوت مخاطب به مکث و تأمل
کارگردان «پس از عاشقی» ریتم آرام فیلم را انتخابی آگاهانه دانست و گفت: روایت بهگونهای طراحی شده که مخاطب بهتدریج وارد جهان شخصیتها شود و در پایان در آن غوطهور شود.
وی با اشاره به تأثیر سینمای کیارستمی بر نگاه خود، بر اهمیت رخدادن اتفاق درون پلان و نقش سکوت در ایجاد فرصت برای تأمل مخاطب تأکید کرد.
صفورا «پس از عاشقی» را یک ملودرام نمیداند و آن را «یک درام انسانی» توصیف میکند؛ اثری که تلاش دارد از طریق شنیدن، گفتوگو و آرامآرام پیشرفتن روایت، زمینه نوعی کاتارسیس و مواجهه درونی را برای مخاطب فراهم کند.
بازخوردهای بینالمللی
«پس از عاشقی» پیش از اکران عمومی در ایران در چند جشنواره و رویداد بینالمللی حضور داشته است. صفورا با اشاره به بازخوردهای دریافتشده، از استقبال مخاطبان و مسئولان برخی جشنوارهها از فیلم سخن گفت.
وی تأکید کرد : اگرچه جشنوارههای بینالمللی گاه از سینمای ایران انتظار آثار سیاسی و اجتماعی دارند، اما «پس از عاشقی» فیلمی سیاسی نیست و بیشتر بر مسائل انسانی و فرهنگی تمرکز دارد.
صفورا با این حال مهمترین هدف خود را دیدهشدن فیلم توسط مخاطب ایرانی عنوان کرد و گفت این اثر «فیلمی کاملاً ایرانی» است و ارتباط مخاطب ایرانی با موضوعات آن برایش اهمیت ویژهای دارد.
هوش مصنوعی نمیتواند جای انسان را بگیرد
این فیلمساز در بخش دیگری از سخنان خود درباره گسترش هوش مصنوعی در سینما گفت که هوش مصنوعی بهعنوان یک ابزار در فرایند تولید تثبیت خواهد شد، اما میان تولید محتوای ماشینی و خلق یک اثر هنری تفاوت اساسی وجود دارد.
به گفته صفورا، آنچه اثر هنری را از تولیدات ماشینی متمایز میکند، حضور انسان، تفکر و زیباییشناسی هنرمند است. او استفاده از هوش مصنوعی بهعنوان یک ابزار فرعی را قابل پذیرش دانست، اما تأکید کرد که «پدیدآورنده هنر، سینما و تفکر قطعاً انسان است.»
سینما باید جایگاه هنری و معنایی خود را حفظ کند
صفورا در پایان، یکی از دغدغههای اصلی خود را جایگاه سینما در جامعه امروز دانست و تأکید کرد که سینما نباید صرفاً به ابزاری برای شهرت یا مسائل مالی تقلیل پیدا کند.
وی سینما را «فلسفه امروز جهان» توصیف کرد و گفت فیلمساز باید مسائل واقعی و عمیق انسان را کشف و به تصویر بکشد.
این استاد دانشگاه همچنین بر این باور است که سینما همزمان هنر، رسانه و صنعت است و هر فیلمساز باید جایگاه خود را میان این سه وجه پیدا کند. او تأکید کرد که برای خودش، جنبه هنری سینما در اولویت قرار دارد، هرچند دو وجه رسانهای و صنعتی آن نیز نباید نادیده گرفته شوند.
صفورا درباره آنچه دوست دارد مخاطب پس از تماشای «پس از عاشقی» با خود به همراه ببرد، گفت که مهمترین مسئله برای او توجه به عظمت جهان ذهنی انسان و احترام به عشق است. به اعتقاد او، انسان نباید بهسادگی قضاوت شود، زیرا رفتارهای او ریشه در ذهن، روان و روحش دارند.
وی در پایان بر ضرورت حفظ میراث سینمای ایران و جهان و ارتقای جایگاه هنری و معناگرای سینما تأکید کرد و گفت نسل جدید فیلمسازان باید تلاش کند حرفهایی تازه برای جهان داشته باشد.