جلسه دفاع رساله: نبی اله خیرآبادی، گروه زیست شناسی دریا
جلسه دفاع رساله نبی اله خیرآبادی با عنوان «تنوع کارکردی جوامع زئوپلانکتونی در دریای خزر با تأکید بر نقش شانه دار مهاجم Mnemiopsis leidyi؛ با رویکرد ایزوتوپ های پایدار کربن و نیتروژن» ۲۹ تیر ۱۴۰۵ برگزار می شود.
ارائه کننده: نبی اله خیرآبادی
استاد راهنما: دکترمهدی قدرتی شجاعی
استاد راهنمای دوم: دکتر بهروز ابطحی
استاد مشاور: دکتر ابوالقاسم روحی
استاد مشاور دوم: دکتر سرگئی وستوکوف
استاد ناظر داخلی: دکتر سیدجعفرسیف آبادی، دکتر مهدی عابدی
استاد ناظر خارجی: دکتر علیرضا ساری، دکتر عماد کوچک نژاد
نماینده تحصیلات تکمیلی: دکتر محمدصادق علوی یگانه
تاریخ: ۱۴۰۵/۰۴/۲۹
ساعت: ۱۳
مکان: سالن اصلی کاخ
چکیده:
جوامع زوپلانکتونی به دلیل نقش اکولوژیکی خود در خدمات اکوسیستمی اهمیت بسزایی دارند. این جوامع به عنوان منبع اصلی مواد آلی و آغازگر شبکههای غذایی دریایی محسوب میشوند و با برقراری ارتباط بین مواد آلی و سطوح تغذیهای بالاتر، نقش اساسی در چرخه مواد آلی در اکوسیستمهای آبی ایفا میکنند. این مطالعه به بررسی پویایی مکانی-فصلی و عمقی جوامع زوپلانکتون در بخش جنوبی دریای خزر میپردازد و رویکردهای تاکسونومیک و صفات کارکردی (Functional trait) را در کنار هم به کار میگیرد. بر اساس ویژگیهای ریختشناسی و ساختاری، 15 گونه و گروه از جوامع زوپلانکتونی دائمی و موقتی شناسایی شدند. بیشترین تعداد گونه متعلق به رده کوپه پودا و کمترین تعداد گونه در رده Eurotatoria مشاهده شد. بیشترین فراوانی جوامع زوپلانکتونی در فصل زمستان منطقه نکا و کمترین آن در فصل پاییز منطقه محمودآباد بود. گونهAcartia (Acanthacartia) tonsaبیشترین فراوانی را در بین نمونهها داشت و پس از آن گونهEurytemora grimmiقرار داشت و لارو Chironomidae کمترین فراوانی را به خود اختصاص داد. در این مطالعه همچنین، شانه دار مهاجمM. leidyiدارای بیشترین فراوانی در مرحله لاروی (0-5 میلی متر) و کمترین فراوانی در اندازه بالغ (>16 میلی متر) بود. بیشترین فراوانی شانه دار در لایه سطحی و کمترین میزان فراوانی در لایه عمقی مشاهده شد. ترکیب تاکسونومیک به طور قابل توجهی در ایستگاهها، فصول و لایههای عمقی مختلف متغیر بود، در حالی که ترکیب صفات کارکردی عمدتاً پایدار باقی ماند و فقط با تغییر عمق واکنش نشان داد. شاخصهای تنوع، غنای گونهای و غنای کارکردی بیشتر در لایه سطحی و یکنواختی و تنوع شانون-وینر بیشترین مقدار را در لایههای عمیقتر نشان دادند. اندازه کوچک بدن (<۲ میلیمتر)، رفتار تغذیه کمین فعال، همهچیزخواری، تخمریزی کیسهای، مهاجرت عمودی و اشکال غیرژلاتینی به طور مداوم در جامعه زوپلانکتون مشاهده شد. تفاوت در صفات کارکردی تا حد زیادی ناشی از تغییرات در تغذیه انتظاری غیر فعال و صفات فیتوپلانکتونخواری در طول فصول، مکانها و عمقها است. شاخصهای تنوع زیستی و تنوع کارکردی در مناطق، فصلها و عمقهای مختلف مورد بررسی قرار گرفت. شاخصهای تنوع زیستی و کارکردی نشان دادند که عمق بر ترکیب کارکردی جوامع زوپلانکتون تأثیر میگذارد، در حالی که فصل و منطقه تغییرات معنیداری ایجاد نمیکنند. شاخص سیمپسون، که تسلط جامعه را نشان میدهد، بیشترین مقدار را در پاییز و منطقه محمودآباد نشان داد. همچنین شاخص شانون، نشاندهنده تنوع زیستی، در منطقه بابلسر و لایه عمقی بیشترین مقدار را داشت. در خصوص غنای گونهای مارگالف در لایه سطحی بیشترین مقدار مشاهده شد و یکنواختی پایلو که نشاندهنده توزیع یکنواخت افراد در جامعه است، در منطقه نکا و لایه عمقی بیشترین مقدار را نشان داد. پارامترهای محیطی و دادههای مبتنی بر صفات کارکردی ثبت و تحلیل شدند تا ساختار جامعه، تنوع و پویایی کارکردی مورد ارزیابی قرار گیرند. همچنین، پارامترهای محیطی به طور سیستماتیک همراه با دادههای مبتنی بر صفات کارکردی ثبت و تحلیل شدند تا الگوهای ساختار جامعه، تنوع و ترکیب صفات کارکردی جوامع زوپلانکتونی ارزیابی شود و چگونگی تأثیر این پارامترها بر تغییرات در جوامع زوپلانکتون مشخص گردد. در این مطالعه، عوامل محیطی نظیر کدورت آب و عمق بر شاخصهای تنوع کارکردی و ساختار جوامع زوپلانکتون اثرگذار بودند. تغییرات زیستگاهی مقادیر ایزوتوپ پایدار و موقعیت تغذیهایM. leidyiبرای اولین بار با تجزیه و تحلیل ایزوتوپ پایدار (δ13C, δ15N) در سواحل جنوبی دریای خزر انجام شد. سه اندازه مختلفM. leidyiو سه منبع غذایی ذرات آلی معلق (POM)، زوپلانکتون و لارو خود شانه دار مورد بررسی قرار گرفتند. منابع غذایی غالب برای مرحله لارویM. leidyiشامل زوپلانکتون و POM بود. منابع غذاییM. leidyiمرحله گذار شامل زوپلانکتون، لاروM. leidyiو POM بود. تغذیه مرحله بالغ بیشتر وابسته به زوپلانکتون و لاروهای خودM. leidyiبود. این نتایج تغییر در عادات تغذیهایM. leidyiدر سراسر مراحل زندگی و همچنین هم نوع خواری در جهت حفظ بقا در شرایط متغیر دریای خزر را تایید میکند. به طور کلی، یافتهها نشاندهنده یک استراتژی اکولوژیکی تطبیقی است که با افزونگی کارکردی بالا مشخص میشود و به عنوان سپری در برابر نوسانات محیطی عمل کرده و تابآوری اکوسیستم را تقویت میکند. تضاد بین تغییرات تاکسونومیک پویا و صفات کارکردی پایدار، اهمیت رویکردهای مبتنی بر صفات کارکردی را در درک واکنشهای جوامع دریایی به تغییرات محیطی برجسته میسازد.