• 1405/01/08 - 11:46
  • -تعداد بازدید: 6
  • - تعداد بازدیدکننده: 5
  • زمان مطالعه : 3 دقیقه

کنشگران اصلی صحنه تاریخ (۶)

غیرت به تاراج دادگانِ تاریخ

کنشگران اصلی صحنه تاریخ (۶)

غیرت به تاراج دادگانِ تاریخ

نکته ای که باید یادآور شد این است: آنچه گفته شد روحیه و وضعیّت فرهنگی غالب و فراگیر در مردم آمریکاست و الّا همگان می دانیم در همه جای دنیا و در همه ملت ها افراد و بلکه جمعیّت هایی یافت می شوند که دارای آرمان های متعالی اند.

در آمریکا نیز انسان های آزاده و بلکه گروه ها و نهادهای حق طلب، عدالت پیشه و حتی متدیّنان راستین و اندیشمندان بزرگ و مخالف با سیاست های سلطه طلبانه دولتمردان خود، کم نیستند.

همانگونه که در کشور ما نیز افراد بی تفاوت یافت می شوند؛ کسانی که اگر دنیا را آب ببرد آنها همچنان در خواب خرگوشی خود خُرناسه می کشند.

آیا اتفاقی بزرگ تر از آنچه هم‌اکنون در آن به سر می بریم می بایست رخ می داد تا اینان بیدار شوند؟!

تجاوز و هجوم ناجوانمردانه دو قدرتِ درجه اولِ نظامی جهان به ایران بزرگ و کمک یا سکوت مرگبار اکثر کشورهای جهان‌. تجاوزگرانی که و بدون هیچ شرمی دم از تجزیه این کشور بزرگ و متمدن به میان آورده و ناجوانمردانه به آن حمله ور شده اند.

اما در همین شرایط هنوز کسانی(هر چند اندک)در این دیار یافت می شوند که در حق و باطل بودن کدامین طرف، استخاره می کنند و فال قهوه می گیرند. آری هنوز کسانی هستند که در این معرکه ای که حق و باطل چون روز روشن است، دست به عصایند و احتیاط پیشه، که مبادا جبهه حق آن طرف دیگر باشد؛ طرفی چون ترامپِ فاسدِ کودک آزار و کودک خوار و نتانیاهوی جانیِ کودک کش!!!

و جالب اینکه عده ای از اینان یک عمر برای کربلا و شهیدانش سینه زده و هیأت داری کرده اند. هر روزه بر ابوسفیان و معاویه و یزید و ابن زیاد و عمرسعد و شمرِ ۱۴۰۰سالِ قبل لعن و نفرین می فرستند، اما در شناخت و لعنِ معاویه و یزید زمانه خود،که پلید تر از معاویه و یزید آن روزگار است، وامانده و سر در گریبان تحیّراند.

و جالب تر این که بسیاری از این جماعتِ سر به گریبان برده خود در سایه ی امنیّت و امکانات این نظام به نان و نوایی نیز رسیده و نام و نشان ها ربوده اند.

و اینک که کیانِ نه تنها دین که حتی دنیای آنها مورد تهدید جدّی قرار گرفته، اینگونه احتیاط پیشه کرده و حاشیه نشینی را ترجیع‌بند لالایی های شبانگاهی و سرودهای صبحگاهی خود کرده اند.

یک عمر نان و نام این نظام را خورده و اکنون در روزهای سخت آن، کُنج عزلت، که نه، خلسه ی شبانه را به حضور در میدان شهر نیز ترجیح می دهند.

دشمن تا پشت دروازه های شهر و دیار آنان آمده و نام و ناموس آن را نشانه گرفته است، اما اینان دریغ از یک جمله در محکومیّت آن!!

شاید منتظرند تا ببینند غلبه با کدامین جبهه است تا به آن طرف غش کنند. نکند طرف کفر و تجزیه طلب پیروز شود. نمی دانم شاید، به خیال خامشان، آنگاه اهریمن برای دنیاپیشگانشان سفره ای رنگین و برای آخرت باوران دروغینشان سنگ قبری زرین دست و پا کند!!!

آری، در وسط معرکه منافقانه بمانند، شاید در روزگار واپسین آن، از سفره ای که پهن می شود تکه ای استخوان نیز پیش آنان افکنده شود.

هیهات هیهات از این خیالات و اوهام باطل!!!

یا للعجب!!! کی قرار است اینان از خواب گران خود بیدار شوند؟! دیگر چه چیز می تواند این جماعت غیرت به تاراج رفته را بیدار کند؟!

آری، حقیقت حال اینان این است. تو غصه این جماعت نفاق پیشه نخور، بگذار در خواب بمانند، اینان گمشدگان تاریخ  و رسوا شدگان ملت و مردم اند؛ همان ملت و مردمی که عمری به دروغ از آنها لاف زدند و برای خود اعتبارهای کاغذین دست و پا کردند!

اینک همین مردم اند که با چشمان باز می نگرند که اینان همان جغدکان شب پرستِ آفتاب ستیزاند. کسانی که چشم بر حقیقت بسته و سر در توبره خود فرو برده اند!

این تنها قضاوت تاریخ و وجدان بشری بر اینان خواهد بود. ادامه دارد.

علی فلاح رفیع مرکز مطالعات فرهنگ و اندیشه دینی

  • گروه خبری : پژوهشی,مرکز مطالعات فرهنگ و اندیشه دینی
  • کد خبر : 4304