• 1404/11/07 - 09:37
  • -تعداد بازدید: 4
  • - تعداد بازدیدکننده: 3
  • زمان مطالعه : 5 دقیقه

جلسه دفاع رساله: پوریا سپهوند، گروه مهندسی محیط زیست

عنوان رساله: پراکنش مکانی-زمانی پلنگ و سایر گوشتخواران بزرگ جثه هم جا در پارک ملی گلستان

ارائه کننده: پوریا سپهوند

استاد راهنما: دکتر سیدمحمود قاسمپوری

استاد راهنمای دوم: دکتر آرش قدوسی

استاد مشاور: دکتر خوان هررو

استاد ناظر داخلی: دکتر حامد یوسف ­زاده، دکتر محمدصادق علوی یگانه

استاد ناظر خارجی: دکتر محمودرضا همامی، دکتر باقر نظامی بلوچی

نماینده تحصیلات تکمیلی: دکتر نادر بهرامی ­فر

تاریخ: ۱۴۰۴/۱۱/۰۷ 

ساعت: ۱۰

مکان: سالن اصلی کاخ

چکیده:

گوشتخواران بزرگ‌جثه نقش حیاتی در حفظ تعادل اکوسیستم‌ها و صیانت از تنوع زیستی دارند، اما به دلیل نیاز به قلمروی وسیع و تراکم جمعیتی پایین و تهدیدات متعدد به‌عنوان آسیب پذیر­ترین گونه­های جانوری محسوب می­شوند. مکانیسم‌هایی مانند جداسازی فضایی، زمانی و غذایی برای هم‌زیستی آن‌ها در یک زیستگاه ضروری است؛ بااین‌حال، تغییرات محیطی، مدیریتی و مداخلات انسانی می‌تواند این تعادل را مختل کرده و با دگرگون‌سازی رفتار، الگوهای فعالیت و تعاملات بین‌گونه‌ای، پویایی کل اکوسیستم را تحت‌تأثیر قرار دهد که درک آن از الزامات علم حفاظت محسوب می‌شود. پارک ملی گلستان به‌عنوان قدیمی­ترین منطقه تحت حفاظت ایران، زیستگاهی کلیدی برای گوشتخواران بزرگ‌جثه نظیر پلنگ ایرانی، گرگ خاکستری و خرس قهوه‌ای و نیز طعمه‌های اصلی آن‌ها از جمله مرال، شوکا، گراز، قوچ و میش و کل و بز به شمار می‌رود. طی دهه اخیر، تغییرات مدیریتی به‌ویژه افزایش مشارکت جوامع محلی و تشکیل شورای راهبری موجب تغییرات گسترده­ای در این مجموعه شد. این پژوهش با هدف بررسی این تغییرات و تحلیل تاثیرات تغییرات ایجاد شده بر روابط اکولوژیکی میان شکارچیان شاخص و طعمه­های اصلی آنها در بازه­ای ۱۳ ساله (1389 – 1402) انجام شد. به‌منظور گردآوری داده‌ها و دستیابی به اهداف پژوهش، از روش‌های متنوعی استفاده شد: دوربین‌های تله‌ای به‌صورت سیستماتیک برای تخمین تراکم گونه‌ها، بررسی الگوهای پراکندگی زمانی/ فضایی آن‌ها و روش متابارکدینگ DNA نمونه‌های سرگین برای تحلیل رژیم غذایی گوشتخواران و مقایسه نتایج با مطالعات پیشین. نتایج نشان داد تراکم گوشتخواران و عمده طعمه‌های اصلی آن‌ها در این بازه زمانی به‌طور قابل‌توجهی افزایش یافته است. تراکم پلنگ ایرانی از 63/2 به 97/4 فرد در هر ۱۰۰ کیلومترمربع افزایش یافت و جمعیت تخمینی آن 49 فرد برآورد شد. تراکم گرگ از 106/0 به 23/0 و خرس قهوه‌ای از 52/0 به 71/0 کیلومترمربع افزایش یافت. در میان طعمه‌ها، مرال از 61/0 به 1/4، شوکا از 41/1 به 5/3 و گراز از 4/7 به 8/13 فرد در هر کیلومترمربع در زیستگاه­های حضور خود رسیدند. جمعیت قوچ و میش و کل و بز نیز به ترتیب 234 و 343 درصد رشد داشتند و به ترتیب به 10305 و 1050 فرد رسیده­اند. این افزایش‌ها عمدتاً ناشی از بهبود اقدامات حفاظتی با مشارکت جوامع محلی بوده است. با افزایش تراکم گوشتخواران ، الگوهای فعالیت زمانی برای کاهش تداخل تغییر کرد. هم‌پوشانی فعالیت زمانی بین گونه‌ها افزایش یافت (مثلاً بین پلنگ و گرگ از 45/0 به 78/0 و بین گرگ و خرس از 65/0 به 83/0). به‌عنوان راهکاری برای کاهش رقابت، پلنگ اوج فعالیت خود را به ساعات صبحگاهی (بازه ۴:۰۰–۸:۰۰) منتقل کرد، درحالی‌که گرگ فعالیت خود را عمدتاً به ساعات شب و سپیده‌دم متمرکز نمود. اگرچه همپوشانی فضایی بین پلنگ و گرگ افزایش یافت، اما توزیع مکانی آنها متحول شد. پلنگ بیشتر در نواحی مرکزی غنی از طعمه متمرکز شد، درحالی‌که گرگ‌ها به سمت حاشیه‌های جنوبی و شمالی پارک گرایش پیدا کردند. نتایج متابارکدینگ نشان داد پلنگ ایرانی وابستگی بیشتری به گراز پیدا کرده است (از ۵۶% در ۱۳۸۹ به ۸۵% در ۱۴۰۲). وابستگی آن به مرال و شوکا افزایش و به کل و بز کاهش یافت. گرگ‌ها رژیم غذایی متنوع‌تری داشتند اما وابستگی آنها به گراز نیز از ۳۰ به ۴۵ درصد افزایش یافت. شناسایی بقایای گونه‌های مختلف از شوکا و مرال تا مرغ اهلی و پستانداران کوچک، انعطاف‌پذیری تغذیه‌ای گرگ را نشان می‌دهد که می‌تواند به هم‌زیستی با دیگر گوشتخواران کمک کند. همچنین، شناسایی بقایای ژنتیکی گرگ در نمونه‌های سرگین پلنگ، بیانگر وقوع شکار درون‌گروهی بین این دو گونه است. تحلیل‌های آماری تأیید کردند که علاوه بر عوامل زیستی (مانند تراکم رقبا و طعمه)، عوامل محیطی مانند شیب، جهت دامنه، نزدیکی به آب و حضور سگ‌های اهلی نیز تأثیر معناداری بر پراکنش و حضور گوشتخواران شاخص دارند. یافته‌ها نشان می‌دهد گرگ خاکستری در پارک ملی گلستان، توانسته بیشترین بهره را از شرایط بهبودیافته ببرد، جمعیت خود را به‌طور چشمگیری افزایش دهد و زیستگاه مجزایی در نواحی جنوبی پارک تثبیت کند. به‌طورکلی، این مطالعه نشان داد که بهبود راهبردهای حفاظتی و مشارکت جوامع محلی نه‌تنها منجر به افزایش هم‌زمان جمعیت شکارچیان و طعمه‌ها شده، بلکه ساختار رقابت و هم‌زیستی را نیز بازتعریف کرده است. افزایش تراکم شکارچیان لزوماً به تشدید رقابت ختم نمی‌شود، بلکه می‌تواند منجر به سازگاری‌های رفتاری (تغییر زمان فعالیت) و تقسیم‌بندی فضایی زیستگاه بین گونه‌ها شود. این دگرگونی‌ها نمونه‌ای روشن از بازگشت کارکردهای طبیعی اکوسیستم در پی سیاست‌های حفاظتی مؤثر است. از منظر مدیریتی، این پژوهش بر ضرورت پایش بلندمدت مبتنی بر داده‌های رفتاری، ژنتیکی و مکانی برای حفظ تعادل و ارزیابی اثربخشی اقدامات حفاظتی تأکید می‌کند. در نهایت، این مطالعه نمونه‌ای روشن از بازگشت کارکردهای طبیعی اکوسیستم در پی سیاست‌های حفاظتی مؤثر و داده‌محور ارائه می‌دهد؛ تجربه‌ای که می‌تواند برای برنامه‌های حفاظت از گوشتخواران بزرگ‌جثه در زیست‌بوم‌های مشابه در سطح منطقه‌ای و جهانی الهام‌بخش باشد.

 

 

  • گروه خبری : جلسه دفاع,حوزه دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی,گروه محیط زیست
  • کد خبر : 4075