انتشار کتاب «ساختار روایی و بنمایههای منظومههای عاشقانه فارسی»
چاپ اول کتاب «ساختار روایی و بنمایههای منظومههای عاشقانۀ فارسی»، تألیف دکتر سیده اعظم حسینی عضو هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان و زندهیاد دکتر حسن ذوالفقاری از سوی انتشارات دانشگاه تربیت مدرس منتشر شد.
یکی از ابعاد مهم تحقیقات داستانی در دهههای اخیر، تجزیه و تحلیل ساختمان داستانهاست. از آنجا که قصهها پدیدهای متنوع و متکثر هستند و نمیتوان آنها را بهیکباره بررسی کرد، باید مواد قصه را به بخشهایی قسمت کرد و به ردهبندی آنها پرداخت؛ همچنین باید این ردهبندی را از مضمون و محتوای قصه، به مشخصات صوری و ساختمانی آن کشاند.
این ردهبندی در کار ما به وسیلۀ بنمایهها است. تقسیم قصهها بر اساس بنمایههای آنها، باعث میشود قصههایی را که بنمایههای همسان دارند، متعلق به یک نوع یا تیپ بدانیم. بنمایه یکی از اصطلاحات پرکاربرد در حوزۀ روایتشناسی است که در نقد و تحلیل جنبههای ساختاری و محتوایی یک داستان کارایی داشته و عناصر ثابت و بنیادی آن را تشکیل میدهد.
ادبیات غنایی گونههای مختلفی دارد که یکی از زیرژانرهای آن، منظومههای عاشقانه است که به روایت داستان دو شخص که عاشق و معشوق نامیده میشوند، میپردازد.
همۀ منظومههای عاشقانه، ساختمان واحد دارند و بنمایهها، اجزای سازندۀ آنها هستند. این بنمایهها، ساختار روایی منظومهها را تشکیل میدهند و تنها در متونی دیده میشوند که از این دست هستند.
تجزیۀ این متون بر اساس بنمایههایشان، راهی برای شناخت بهتر و دقیقتر آنهاست. هرچه تجزیه و تحلیلهای ساختاری به همراه تفسیر نتایج و ربط یافتهها بهکل منظومه بیشتر شود، بینش و درک ما از آن داستان دقیقتر خواهد بود. نویسنده در این کتاب با روش توصیف و تحلیل محتوای متن و با بهرهگیری از دستاورد نظریات ساختارگرایان و پس از کنار زدن تفاوتهای سطحی و ظاهری منظومهها، کوشیدهاست نشان دهد که بنمایههای عاشقانه چه طبقهبندی و سیر تحولی داشتهاند و از اسطوره، ادبیات و فرهنگ جوامع مختلف، چه تأثیری پذیرفتهاند. برای این منظور، دادههای بیست منظومۀ عاشقانه (5 اثر اصلی و 15 اثر ناظر) را استخراج کرده و به توصیف و تحلیل آنها پرداخته است.
نتایج نشان میدهد،تعداد بنمایههای اصلی عاشقانه، دوازده مورد است که پنج بنمایۀ (آغاز عشق، موانع وصال، چارهگریها، دیدار و سرانجام عشاق) در تمام منظومهها دیده میشود و هیچ منظومهای نیست که از وجود آنها خالی باشد.
حضور هفت بنمایۀ (بیفرزندی، بیماری عشاق، ترک وطن، حضور واسطه، رقیب عشقی، آزمودن عاشق و نامهنگاری) الزامی نیست، اما در بسیاری از منظومهها بهکار میرود. حضور این بنمایهها در یک منظومه تصادفی نیست و همگی این بنمایهها در یک توالی نسبتاً منظم، پشت سرهم میآیند و ساختار روایی آن منظومه را شکل میدهند. هرکدام از آنها، گونهها و زیرگونههای کوچکتری دارد و در مواردی، زیرگونهها اجزای کوچکتری نیز دارند. سیر تحول آنها نشان میدهد بیشتر زیرگونههای این بنمایهها، از اساطیر آغاز شده و این تحول، تا دورۀ معاصر ادامه یافته است. تعدادی هم هستند که تا امروز ادامه نیافته و به دلایلی حذف شدهاند؛ همچنین بعضی از زیرگروهها از ابتدا وجود نداشته اما در جایی، در منظومهها وارد شده و به حیات خود ادامه دادهاند. بنمایهها متناسب با تبار عشاق، از جوامع و فرهنگهای گوناگون تأثیر پذیرفتهاند؛ همچنین ذوق و هنر منظومهپردازان در نوع بیان آنها نقش داشته است.
علاقهمندان میتوانند برای خرید نسخه چاپی به سامانه کتاب دانشگاه تربیت مدرس، به نشانی https://pub.modares.ac.ir مراجعه کنند. خرید نسخه الکترونیکی در سامانه فیدیبو و سامانه انتشارات دانشگاهی (ساد) در دسترس میباشد.