کنشگران اصلی صحنه تاریخ (۱۱)
حواله به بوسه
کنشگران صحنه تاریخ (۱۱)
حواله به بوسه
و اما از این روست که همه امید و اتکای این سران درون تهی از حقیقت و لبریز از هوی پرستی و عشرت، به مستکبرانِ دور از انسانیّت است.
همه هویّت اینان در ارتباط با بیگانگانِ خود برتر بین، شکل گرفته است. اینان حتی یک روز توان ایستادگی بر روی پای خود را ندارند. جدا شدن از بیگانگان همانا و برفنا شدنشان همانا.
این در یوزگان حتی خواب هایشان نیز پر از کاووس است و پریشانی.
کاووسِ به زیر کشیده شدن از عریکه قدرتِ پوشالی.
کاووسِ ویرانی کاخ های عنکبوتی.
کاووسِ از دست دادن تخت و تاج های کاغذی .
کاووس اخم و تخم بیگانگان و دلخوری و رنجوری.
آری فریبکارانِ خودشیفته غربی، با بهره گیری از روان شناسیِ لذت طلبانه این دنیا طلبانِ دین فروش، بر خرِمراد خود بی مهابا سوار شدند و به هر سو که خواستند راندند.
بر گردن این دسته حاکمانِ بی هویّت لجام ها زدند و در پی خود هی کردند.
همه سرمایه هایشان به غارت بردند و کاخ ها و تفرّجگاه ها از کرور کرور دلارها بساختند.
ریشه هاشان بزدند و به ریش هاشان بخندیدند.
گاوانشان کردند و بدوشیدند.
خرانشان کردند و بارشان بردند.
با این همه به وقتِ سختی تنهایشان گذاردند و به هنگامه خوشی به باد مضحکه شان گرفتند.
تحت حمایت دروغینشان درآوردند و ماتحتشان حواله به بوسه ها کردند!
و البته و صد البته، با این همه چپاول و غارت، سگواره قلاده بندشان کردند و لقمه ها پیششان فکندند.
به ادنی بهانه چوب ادب بر سرشان کوبیدند و به چوبه دارشان کشیدند.
در این میانه چند باره باید یاد آور شد که این همه با صد تأسف وصف الحال برخی حاکمان کشورهای اسلامی است و نه ملت های آنان، که غیور و آزاده اند، هر چند مظلوم و دست بسته.
آری سزاست برسرشان کوفت و ضجه زنان، ندا در داد که:
ای امیران به ظاهر مسلمان!
ذلت و خفّت تا کی؟!
تمسخر و تحقیر تا کجا؟!
سر افکندگی و ننگ تا چند؟!
ای عبا بدوشانِ نعلین پوش!
چه شد آن غیرت قرآنی؟!
کجا رفت آن حمیّت مسلمانی؟!
صد اُف بر این شوکت سلطانی!!
ادامه دارد
✍️ علی فلاح رفیع مرکز مطالعات فرهنگ و اندیشه دینی ۱۷ فروردین ۱۴۰۵