نحوه حمایت از کودکان و نوجوانان در روزهای پرتنش
ثمین بهار دانشجوی دکتری روانشناسی دانشگاه، در سلسله یادداشتهایی، نحوه حمایت از کودکان و نوجوانان در روزهای پرتنش را تشریح کرد.
یادداشت اول:
بازیها و سرگرمیهای مناسب برای کودکان در روزهای پرتنش
ثمین بهار
دکتری تخصصی روانشناسی و روانشناس کودک
ناظر علمی: دکتر فروغ اسرافیلیان
مشاور امور بانوان و خانواده و مدیر گروه روانشناسی
--------------------------------------------------------
در روزهایی که فضای عمومی جامعه با نگرانی و تنش همراه است، بازی میتواند برای کودکان نقشی بسیار مهم داشته باشد. بازی فقط سرگرمی نیست؛ بلکه یکی از مهمترین راههایی است که کودکان از طریق آن احساسات خود را تخلیه میکنند، اضطرابشان را کاهش میدهند و دوباره احساس امنیت و کنترل پیدا میکنند. بازیهای ساده، خلاقانه و تعاملی میتوانند به کودک کمک کنند ذهنش برای مدتی از فضای نگرانی فاصله بگیرد و تجربهای از آرامش و ارتباط را تجربه کند.
در ادامه چند نمونه از بازیها و سرگرمیهایی که در چنین شرایطی میتوانند مفید باشند معرفی میشود.
۱. بازی «پیدا کن»
یکی از سادهترین بازیها برای مشغول کردن ذهن کودک است. از کودک بخواهید در محیط خانه چیزهایی با یک ویژگی مشخص پیدا کند.
برای مثال:
سه چیز آبی رنگ پیدا کن.
پنج وسیله نرم پیدا کن.
چیزی پیدا کن که بوی خوبی دارد.
این بازی توجه کودک را از نگرانیها به محیط اطراف منتقل میکند و به آرام شدن ذهن کمک میکند.
۲. بازی داستانسازی مشترک
یکی از بزرگترها شروع یک داستان کوتاه را میگوید و کودک ادامه آن را میسازد. سپس نفر بعدی ادامه داستان را تعریف میکند.
مثلاً:
«یه روز یه گربه کوچولو تصمیم گرفت بره یه سفر عجیب…»
این بازی تخیل کودک را فعال میکند و احساس مشارکت و شادی ایجاد میکند.
۳. نقاشی احساسات
به کودک کاغذ و مداد رنگی بدهید و از او بخواهید امروز را با یک نقاشی نشان دهد.
میتوانید بپرسید:
امروز چه رنگی شبیه حال توست؟
اگر احساست یک شکل بود، چه شکلی میشد؟
گاهی کودک از طریق نقاشی احساساتی را بیان میکند که در کلمات نمیتواند بگوید.
۴. بازی حرکت و انرژی
وقتی بدن کودک فعال میشود، تنش روانی هم کمتر میشود. بازیهای ساده حرکتی در خانه میتواند بسیار مفید باشد.
برای مثال:
مسابقه تعادل (راه رفتن روی یک خط فرضی)
پریدن مثل حیوانات مختلف
مسابقه آهسته راه رفتن
رقصیدن با موسیقی
این فعالیتها انرژی اضافی کودک را تخلیه میکند و باعث بهتر شدن حال او میشود.
۵. ساختن پناهگاه کوچک
با پتو، بالش و صندلیها یک «خانه کوچک» یا «چادر» بسازید. کودک میتواند داخل آن کتاب بخواند، بازی کند یا با عروسکهایش صحبت کند. داشتن چنین فضای کوچکی برای بسیاری از کودکان حس امنیت ایجاد میکند.
۶. بازی حدس بزن
یکی از اعضای خانواده یک حیوان، وسیله یا شخصیت را در ذهنش تصور میکند و دیگران با پرسیدن سوالهای بله/خیر سعی میکنند آن را حدس بزنند.
این بازی ساده اما بسیار سرگرمکننده است و توجه کودک را از اخبار و نگرانیها دور میکند.
۷. کاردستی ساده
ساختن کاردستی با وسایل ساده خانه میتواند کودک را برای مدت طولانی درگیر کند.
مثلاً:
ساختن آدمک با کاغذ
درست کردن حیوانات با خمیر یا خمیر بازی
ساختن خانه یا شهر کوچک با جعبهها
این فعالیتها حس خلاقیت و توانمندی کودک را تقویت میکنند.
در نهایت مهم است به یاد داشته باشیم که در چنین روزهایی حضور و همراهی بزرگسالان در بازیها بسیار ارزشمند است. حتی چند دقیقه بازی مشترک میتواند برای کودک پیام مهمی داشته باشد: «تو تنها نیستی و ما کنار هم هستیم.»
همین تجربههای کوچک از شادی، ارتباط و بازی میتواند به کودکان کمک کند فشار روانی این روزها را بهتر پشت سر بگذارند.
یادداشت دوم:
وقتی کودک نمیخواهد حرف بزند؛ چگونه به او نزدیک شویم؟
در روزهای پرتنش، بعضی کودکان از صحبت کردن درباره احساساتشان طفره میروند. ممکن است بگویند «حرفی ندارم»، «حالم خوبه»، یا حتی بخواهند موضوع را عوض کنند. این رفتار همیشه نشانه بیتفاوتی نیست؛ گاهی کودک نمیداند چگونه احساسش را بیان کند، یا نگران است باعث ناراحتی دیگران شود. در چنین مواقعی، نقش آرام و پذیرا بودن بزرگسالان بسیار حیاتی است.
اولین قدم این است که سکوت کودک را به عنوان نوعی واکنش طبیعی به فشار روانی در نظر بگیریم. ذهن کودک ممکن است هنوز آماده پردازش تجربه نباشد. تلاش برای وادار کردن او به حرف زدن معمولاً نتیجه معکوس دارد. در عوض، میتوانیم فضای امنی برای ارتباط غیرکلامی فراهم کنیم؛ یعنی نشان دهیم که حتی بدون کلمه، در کنار او هستیم.
برای مثال:
کنارش بنشینید بدون اینکه گفتوگو را مجبور کنید. حضور آرام والد در سکوت، اطمینانبخش است.
میتوانید با هم کاری ساده انجام دهید: نقاشی، ساخت کاردستی، پختن چیزی، یا چیدن وسایل خانه. این فعالیتها به کودک حس کنترل میدهند و فرصت میشود احساسش را در قالب عمل یا تصویر بیرون بریزد.
اگر کودک نقاشی میکشد، از او نپرسید «این چیه؟» به جای آن بگویید: «دوست دارم وقتی خواستی خودت برام توضیح بدی.» این شیوه به او اختیار و امنیت میدهد.
وقتی کودک آماده شد و اشارهای به نگرانی کرد، بهترین پاسخ فقط شنیدن و همدلی است. نیازی نیست فوراً توضیح بدهیم یا نگرانیاش را اصلاح کنیم. جملههایی مثل «میفهمم، این صداها ممکنه واقعا ترسناک باشن» یا «طبیعیه که گاهی احساس ترس کنی» کمک میکند کودک احساس پذیرش داشته باشد.
گاهی کودک نگرانیهایش را به شکل غیرمستقیم نشان میدهد — مثلاً چسبندگی زیاد، پرخاشگری، یا بازیهای تکراری با موضوع جنگ و درگیری. این علائم معمولاً راه ذهن کودک برای پردازش موقعیت هستند. بهتر است این رفتارها را نه به عنوان “لجبازی”، بلکه به عنوان نشانه درگیری درونی در نظر بگیرید. حضور آرام، روالهای ثابت روزانه و حفظ ارتباط عاطفی از طریق بازی، بغل و تماس چشمی از بهترین روشها برای کاهش این تنش هستند.
در چنین مواقعی، پرسشهای باز و آرام به جای سوالهای مستقیم کارسازترند. مثلاً به جای «از چی میترسی؟» میتوانید بپرسید: «امروز کدوم لحظه برات سخت بود؟» یا «اگه دلت بخواد، من همیشه آمادهم بشنوم.» هدف، باز کردن مسیر گفتوگو بدون فشار است.
برای کودکان کوچکتر، قصهگویی و بازیهای خیالی ابزار فوقالعادهای هستند. میتوانید با عروسکها موقعیت را بازسازی کنید؛ مثلاً یکی از عروسکها بترسد و دیگری آرامش کند. کودک معمولاً از طریق بازی، احساسات خود را بیان میکند. در این میان، توجه کنید که پیام قصه یا بازی، امنیت و مراقبت باشد، نه خطر و تهدید.
همچنین، زمانبندی گفتوگو مهم است. وقتی کودک خسته، گرسنه یا تحریکشده است، مناسبترین لحظه برای صحبت نیست. گفتوگو درباره احساسها بهتر است در موقعیتهای آرام انجام شود: بعد از بازی، هنگام غذا خوردن یا قبل از خواب، زمانی که بدن و ذهن هر دو نسبتاً آرامترند.
و در نهایت، یادتان باشد که کودکان — مثل بزرگسالان — برای باز شدن نیاز به اعتماد دارند. این اعتماد با رفتارهای کوچک، اما مداوم شکل میگیرد: نگاه گرم، تماس فیزیکی مطمئن، و شنیدن بدون قضاوت. هر بار که کودک احساس کند میتواند احساس ترس یا نگرانی خود را ابراز کند و شما آرام پاسخ میدهید، پیامی عمیق دریافت میکند: «احساساتت مهماند و در کنار تو هستم.»
گاهی همین پیام ساده، بزرگترین آرامش ممکن برای یک کودک در روزهای پراضطراب است.
یادداشت سوم:
وقتی کودکان با ترسهای جنگ روبهرو میشوند؛ چگونه از آنها حمایت کنیم؟
شرایط جنگی برای همه افراد جامعه اضطرابآور است. بزرگسالان نیز در چنین موقعیتهایی با نگرانی، نااطمینانی و فشار روانی مواجه میشوند. با این حال، والدین و بزرگسالانی که از کودکان مراقبت میکنند علاوه بر مدیریت احساسات خود، مسئولیت مهم دیگری نیز دارند: کمک به کودکان برای فهمیدن شرایط و حفظ آرامش آنها.
کودکان معمولاً خیلی زود متوجه میشوند که اتفاقات غیرعادی در حال رخ دادن است. صداهای انفجار، تغییر در برنامههای روزمره، صحبتهای بزرگسالان یا فضای خبری اطراف میتواند این پیام را به آنها منتقل کند که شرایط متفاوت و شاید خطرناک است. در چنین موقعیتی یکی از مهمترین پرسشها برای والدین این است که آیا باید درباره این اتفاقات با کودک صحبت کرد یا بهتر است او را از این موضوعات دور نگه داشت.
پاسخ روانشناسی به این پرسش روشن است: نادیده گرفتن نگرانیهای کودک معمولاً به آرام شدن او کمک نمیکند. وقتی کودکان پاسخ پرسشهای خود را از افراد مورد اعتمادشان دریافت نکنند، تلاش میکنند با تخیل و برداشتهای شخصی خود موقعیت را توضیح دهند. در چنین شرایطی، ابهام میتواند باعث شود خطرات در ذهن کودک بسیار بزرگتر از واقعیت تصور شود و احساس ناامنی او افزایش یابد. به همین دلیل گفتوگو با کودک، به شیوهای آرام و متناسب با سن او، اهمیت زیادی دارد.
یکی از اصول مهم در این گفتوگوها ارائه اطلاعات ساده، واقعی و قابل فهم است. کودکان معمولاً دیر یا زود اطلاعاتی از محیط اطراف دریافت میکنند. اگر این اطلاعات پراکنده یا نادرست باشد، میتواند اضطراب آنها را بیشتر کند. بنابراین بهتر است کودک واقعیت را از زبان والدین یا مراقبان خود بشنود. البته این به معنای بیان جزئیات پیچیده یا ترسناک نیست؛ بلکه کافی است توضیحی ساده و کلی ارائه شود.
برای شروع گفتوگو، بهتر است ابتدا کودک را آماده کنید. میتوانید بگویید: «میخواهم درباره صداهایی که این روزها میشنویم با تو صحبت کنم.» سپس زمانی را انتخاب کنید که هر دو آرام و متمرکز باشید. پیش از توضیح دادن، از کودک بپرسید که چه چیزی درباره این اتفاقات میداند یا چه برداشتی از آن دارد. این کار به شما کمک میکند بفهمید ذهن او درگیر چه تصوری است و در صورت وجود اطلاعات نادرست، آن را اصلاح کنید.
در توضیح شرایط، بهتر است از جملات کوتاه، ساده و متناسب با سن کودک استفاده کنید. برای مثال میتوان گفت: «گاهی کشورها با هم جنگ میکنند. الان هم بین ایران و اسرائیل درگیری وجود دارد و برای همین گاهی صداهای انفجار شنیده میشود.» سپس مهم است که بر اقدامات ایمنی تمرکز کنید؛ یعنی توضیح دهید که برای مراقبت از خود چه کارهایی انجام میدهید. برای مثال میتوانید بگویید: «ما برای اینکه مراقب خودمان باشیم کارهایی انجام میدهیم؛ مثلاً تا حد ممکن در خانه میمانیم یا از جاهای امن استفاده میکنیم.»
کودکان اغلب نگران این هستند که آیا خانه آنها یا اعضای خانوادهشان در خطر است. در چنین مواقعی مهم است که با لحنی آرام و اطمینانبخش صحبت کنید و در عین حال واقعبین باشید. میتوانید توضیح دهید که بیشتر مردم در امنیت هستند و بزرگسالان تلاش میکنند از خود و خانوادهشان مراقبت کنند. همچنین میتوانید به کودک بگویید در صورت شنیدن صداهای بلند چه کارهایی انجام میدهید؛ برای مثال دور شدن از پنجرهها یا رفتن به محل امن در خانه.
در این گفتوگوها نیازی به توضیح جزئیات زیاد نیست. کودکان معمولاً به اندازهای که برای درک کلی موقعیت لازم است اطلاعات نیاز دارند. اگر کودک پرسشهای بیشتری مطرح کرد، میتوانید به همان اندازه پاسخ دهید. در عین حال تلاش کنید گفتوگو را به سمت اقدامهایی که برای حفظ امنیت انجام میدهید هدایت کنید تا کودک احساس کند بزرگسالان کنترل وضعیت را در دست دارند.
گاهی ممکن است کودک پرسشی مطرح کند که پاسخ دادن به آن دشوار باشد. در چنین مواقعی لازم نیست فوراً پاسخی آماده داشته باشید. میتوانید صادقانه بگویید: «اجازه بده کمی فکر کنم تا بهتر توضیح بدهم» یا «الان جواب دقیقش را نمیدانم، اما سعی میکنم اطلاعات بیشتری پیدا کنم.» صداقت و آرامش در این لحظات، اعتماد کودک را حفظ میکند.
در پایان گفتوگو نیز بهتر است از کودک بپرسید که آیا سؤال دیگری در ذهن دارد و به او اطمینان دهید که هر زمان نگرانی یا پرسشی داشت میتواند با شما صحبت کند. در عین حال لازم نیست به طور مداوم و مکرر درباره جنگ با کودک صحبت شود. پرداختن بیش از حد به این موضوع میتواند ذهن او را بیشتر درگیر کند.
موضوع مهم دیگری که گاهی کمتر به آن توجه میشود، واکنشهای خود بزرگسالان است. کودکان بیش از آنکه به کلمات گوش دهند، به حالت چهره، لحن صدا و رفتار والدین توجه میکنند. اگر بزرگسالان دائماً مضطرب، آشفته یا وحشتزده به نظر برسند، کودک احساس میکند که وضعیت بسیار خطرناک است. این به آن معنا نیست که والدین باید احساسات واقعی خود را پنهان کنند، اما بهتر است تلاش کنند واکنشهای خود را تا حد امکان آرام و کنترلشده نشان دهند. برای کودک مهم است که بداند میتواند به بزرگسالان اطراف خود تکیه کند.
یکی از اقدامات بسیار مهم دیگر، دور نگه داشتن کودکان از اخبار و تصاویر رسانهای است. محتوای خبری برای بزرگسالان تولید میشود و بسیاری از تصاویر یا گزارشها میتواند برای کودکان بسیار ترسناک باشد. دیدن مکرر صحنههای انفجار یا تخریب ممکن است باعث ایجاد کابوس، افکار مزاحم یا اضطراب شدید در کودکان شود. بنابراین بهتر است کودکان تا حد ممکن در معرض چنین محتواهایی قرار نگیرند.
همچنین لازم است بزرگسالان به گفتوگوهایی که در حضور کودکان انجام میدهند توجه کنند. کودکان ممکن است تمام صحبتهای بزرگسالان را به طور کامل درک نکنند، اما شنیدن تکههایی از جملات نگرانکننده میتواند ذهن آنها را به شدت درگیر کند.
گاهی نیز ممکن است کودک آشکارا بگوید که ترسیده است، یا والدین از رفتارهای او متوجه نگرانی و ترس شوند. در چنین مواقعی مهمترین کار نشان دادن توجه و پذیرش احساس کودک است. میتوان با لحنی آرام گفت: «طبیعی است که از این صداها بترسی. خیلی از آدمها وقتی صدای انفجار میشنوند میترسند.» اگر کودک تمایل داشت، تماس جسمی مانند در آغوش گرفتن نیز میتواند احساس امنیت او را افزایش دهد.
اجازه دادن به کودک برای صحبت درباره ترسهایش نیز اهمیت دارد. بهتر است به او نگوییم «نباید بترسی» یا «این که ترس ندارد». چنین جملاتی ممکن است باعث شود کودک احساس کند ترس او اشتباه یا شرمآور است. در مقابل، گوش دادن همدلانه و آرام به صحبتهای او میتواند کمک کند احساساتش را بهتر تنظیم کند. البته تمرکز بیش از حد و طولانی بر ترسها نیز توصیه نمیشود؛ پس از شنیدن و همدلی، میتوان توجه کودک را به فعالیتهای عادی و آرامبخش برگرداند.
در نهایت لازم است توجه داشته باشیم که برخی کودکان آسیبپذیرتر از دیگران هستند. کودکانی که سابقه اضطراب یا مشکلات هیجانی دارند ممکن است در شرایط بحرانی واکنش شدیدتری نشان دهند. اگر کودک نشانههایی مانند پرخاشگری شدید، نگرانی مداوم، کابوسهای مکرر، یا وابستگی بیش از حد به والدین را نشان میدهد، بهتر است از یک متخصص سلامت روان کمک گرفته شود.
در چنین روزهایی، مهمترین منبع آرامش برای کودکان حضور بزرگسالانی است که با آرامش، صداقت و حمایت در کنار آنها هستند. وقتی کودک احساس کند کسی هست که به او گوش میدهد، او را درک میکند و مراقب اوست، حتی در شرایط دشوار نیز احساس امنیت بیشتری خواهد داشت.
یادداشت چهارم:
نوجوانان در روزهای پرتنش؛ چگونه میتوان از آنها حمایت کرد؟
نوجوانی دورهای است که در آن فرد در حال شکل دادن به هویت، استقلال و نگاه خود به جهان است. در چنین سنی، اتفاقات بزرگ اجتماعی و شرایط پرتنش میتواند تأثیر عمیقی بر ذهن و احساسات نوجوان بگذارد. بسیاری از نوجوانان اخبار را دنبال میکنند، درباره آینده فکر میکنند و سعی دارند معنای آنچه در حال رخ دادن است را درک کنند. به همین دلیل ممکن است در این روزها احساسهایی مانند نگرانی، خشم، ناامیدی، بیقراری یا حتی سردرگمی را تجربه کنند.
نکته مهم این است که واکنش نوجوانان همیشه به شکل مستقیم بیان نمیشود. برخی ممکن است زیاد درباره موضوع صحبت کنند و سوالهای متعدد بپرسند، در حالی که برخی دیگر ترجیح میدهند سکوت کنند، در اتاق خود بمانند یا بیشتر در فضای مجازی وقت بگذرانند. هر دو واکنش میتواند طبیعی باشد.
یکی از مهمترین کارهایی که بزرگسالان میتوانند انجام دهند، ایجاد فضایی امن برای گفتوگو است. نوجوانان معمولاً دوست ندارند مورد بازجویی قرار بگیرند، اما اگر احساس کنند کسی واقعاً آماده شنیدن است، بیشتر تمایل پیدا میکنند صحبت کنند. گاهی یک جمله ساده مانند «اگر دوست داشتی دربارهاش حرف بزنیم، من هستم» میتواند راه گفتوگو را باز کند.
در گفتوگو با نوجوانان بهتر است به نگرانیهایشان احترام گذاشته شود. تلاش برای کوچک جلوه دادن احساسات یا گفتن جملاتی مثل «چیزی نیست» یا «نگران نباش» ممکن است باعث شود احساس کنند درک نمیشوند. در عوض میتوان گفت: «طبیعیه که وقتی این خبرها رو میشنویم نگران بشیم» یا «میفهمم چرا این موضوع برایت مهم است».
در این روزها نوجوانان ممکن است زمان زیادی را صرف دنبال کردن اخبار و شبکههای اجتماعی کنند. اگرچه آگاهی داشتن مهم است، اما مواجهه مداوم با خبرهای نگرانکننده میتواند اضطراب را افزایش دهد. بهتر است به جای ممنوع کردن کامل، درباره مدیریت زمان استفاده از اخبار با نوجوان گفتوگو شود و به او کمک کنیم زمانهای مشخصی را برای دریافت خبر در نظر بگیرد.
همچنین حفظ روالهای روزمره زندگی میتواند به احساس ثبات کمک کند. ادامه دادن فعالیتهایی مثل درس خواندن، ورزش، دیدار با دوستان، یا دنبال کردن علایق شخصی باعث میشود ذهن نوجوان فقط درگیر نگرانیها نشود.
فعالیتهایی مانند ورزش، پیادهروی، گوش دادن به موسیقی، نوشتن، طراحی یا انجام کارهای خلاقانه نیز میتواند به تنظیم هیجانها کمک کند. بسیاری از نوجوانان از طریق فعالیتهای خلاقانه یا بدنی بهتر میتوانند احساسات خود را تخلیه کنند.
در کنار این موارد، نوجوانان گاهی احساس میکنند باید «قوی» باشند و احساساتشان را نشان ندهند. مهم است به آنها یادآوری شود که تجربه احساساتی مثل ترس، نگرانی یا ناراحتی در چنین شرایطی طبیعی است. وقتی نوجوان ببیند بزرگسالان نیز درباره احساسات خود صادقانه و آرام صحبت میکنند، یاد میگیرد که بیان احساسات بخشی طبیعی از کنار آمدن با فشارهای زندگی است.
در نهایت، حضور آرام و قابل اعتماد بزرگسالان یکی از مهمترین منابع امنیت برای نوجوانان است. حتی اگر نوجوان در ظاهر کمتر صحبت کند یا فاصله بگیرد، دانستن اینکه بزرگسالان در کنار او هستند و آماده حمایتاند، میتواند احساس اطمینان و آرامش بیشتری ایجاد کند.
در بسیاری از موارد، همین رابطه حمایتی و گفتوگوی محترمانه میتواند به نوجوان کمک کند این روزهای پرتنش را با تابآوری بیشتری پشت سر بگذارد.